قبلا که دانشجو بودم و واحد داشتم (الان هم دانشجو ام ولی فقط پایان نامه دارم!!) از اینور و اونور میشنیدم که بعضیا با چه دوز و کلک هایی میرن و از استادا نمره میگیرن و معدلشونو میبرن بالا؛ اما باور نمیکردم؛ راستش فکر میکردم میخوان با این حرفا زیراب بچه هایی که معدلشون بالاتره رو بزنن (البته از حق نگذریم که معدل بالاهامون واقعا درس خون و خوب بودن) اما خب میگفتن این چیزا هم بین بچه ها فراوونه!! اما راستش من خیلی باور نمیکردم
تا اینکه رسیدیم به اینجا که:
توی این دانشگاهی که من درس میدم، یه قانونی هست که بعد از اینکه استاد برگه ها رو تصحیح کرد باید یه وقتی رو تعیین کنه که بچه ها بیان برگه هاشونو ببینن و اگه اعتراضی دارن اعلام کنن
چند روز پیش هم من برگه ها رو بردم که بچه ها بیان ببینن.
تعداد زیادی از بچه ها اومده بودن؛
اما در واقع کسی برای دیدن برگه ش نیومده بود!
هرکی میومد، میگفتم صبر کنید تا برگه تون رو پیدا کنم، میگفت نه استاد من نیومدم برگه مو ببینم، اومدم بگم به من اینقدر بدین (دقیقا عدد مشخص میکردن) تا من مشروط نشم!!! (دانشگاه دولتیه مثلا؛ با بچه هایی که با رتبه های عالی قبول شدن)
+ یه دختره که از صبح که من رفتم اونجا اومده بود داشت گریه میکرد که استاد تورو خخخدا، تورو قرآن منو پاس کنید؛ من متاهلم، من مشکل برام پیش اومد، من قول میدم ترم بعد هم که با شما درس دارم نمره کامل بشم و ...
+ یه پسره میانترم نداده بود؛ پایانترم هم شده بود 1.5 !!!میگفت منو پاس کن
+ یکی دیگه اومده بود میگفت استاد چرا به من نمره تمرینو کامل ندادین؟ گفتم خب تمرینای سری آخرو تحویل ندادی!! گفت آخه استاد من با ایمیل داداشم براتون تمرین میفرستادم، این چند وقته داداشم پیشم نبود که با ایمیلش براتون بفرستم. بهش میگم شما که ایمیلتون به اسم خودتونه (تیر تو تاریکی زدمااا ، من اصلا آدرس ایمیلش یادم نبود) میگه بله استاد، اشتباه گفتم، ایمیلم مال خودمه اما ایمیلم پیش داداشمه!! (یکی نیس بگه مگه جعبه ابزاره که بمونه پیش داداشت!!!)
+ یکی دیگه اومده میگه استاد من میخام ارشد مدیریت رسانه بخونم، این درس به درد من نمیخوره، لطفا منو پاس کنید برم
+ یکی دیگه اومده میگه من نمیخام معدلم بیاد زیر 19 !!! لطفا به من 2 نمره اضافه کنید
+ یکی دیگه که هم سر میانترم و هم سر پایانترم تقلب کرده بود (با همون دختر گریان بالایی) و هر دو بارشم بهش تذکر داده بودم، اما چون خیلی گستاخ بود نه بهش نمره تمرین دادم و نه ارفاق کردم، میگه استاد خدا اشتباه آدمارو میبخشه، اونوقت شما نمیبخشین؟؟؟ (بدم میاد از این آدمایی که تا میبینن قیافه ت به مذهبی ها میخوره سریع شروع میکنن از دین و مذهب مایه میذارن)
+ یکی از دخترا نمره میانترم و پایانترم و تمرین و ارفاق و اینور و اونور کلللا شده بود 3.25 !!! یه روز ایمیل زد گفت استاد میدونم برگه مو بد نوشتم اما لطفا به من 9.5 بدید که معدلم خراب نشه؛ مام گفتیم چشم، بذار بهش 9.5 بدیم که معدلشم حفظ بشه؛ بعدش رفتم دیدم دفتر گروهو گذاشته رو سرش؛ تمام استادا از اتاقاشون ریخته بودن بیرون! که چیه؟؟ حرفش این بود که میگفت من شدم 9.5 ، این استاد یه 0.5 نمره نمیده من پاس بشم!!!! جل الخالق!!!!!!!!!
+ یکی دیگه اومده میگه استاد من تئوریم ضعیفه، اما پروژه خوب میتونم انجام بدم، یه پروژه ای چیزی بدین من نمره م بره بالا؛ منم بهش گفتم یه پایان نامه دکترا دارم؛ اگه میتونی بیا انجامش بده وگرنه هیچ!!!
+ و اتفاقات فراوان این مدلی
+ البته اینها جدای از التماس دعاهائیه که آخر برگه هاشون مینویسن
و همچنین انبوه ایمیلهایی که هر روز برام فرستاده میشه
+ پ. ن: برای پایان نامم دعا کنید؛ بدجور گیر کرده...
برچسب:
نویسنده: حامد سلیمانی